احساسات برای من دو مرحلهایه. توی مرحلهی اول اون حس برام قابل پذیرشه و میتونم کاملا باهاش کنار بیام. توی مرحلهی دوم ولی مرز بین خودم و اون حسی که دارم تجربه میکنم برام مشخص نیست. مثلاً اگر احساس ناراحتی مرحلهی اول باشه، مرحلهی دوم این شکلیه که از ناراحت بودنم ناراحت میشم. و این اصلا به معنای تشدید اون حس نیست. بیشتر شبیه کش اومدن بین دو تا چیز مخالفه که همیشه بدون استثنا به یه حال گهی ختم میشه.
یکی از قدیمیترین آدمایی که تقریباً ۱۳ سالی میشه که فکر میکردم میشناسمش بدون خداحافظی و هیچ حرفی رفته.