بوی الکل و تنها چیزی که حس می‌کنم خوشحالیه. تولد میم عزیزم خیلی میمونه. میمون و مبارک

انگار که هرروز داری از خاکسپاری یه عزیز برمی‌گردی. خیس، سرد و ابری.

پویا که قبلا بهم می‌گفت هر لحظه ممکنه جمع کنه برگرده، فکر می‌کردم مگه چی میشه که انقدر می‌ریزه بهم. الان می‌فهمم.

ساعت‌ها ویدئو دارم از خودم که دارم با خودم حرف می‌زنم. یه جستار باید بنویسم تهش. اگر بتونم.

It won't last

And it won't go away