اخیرا ناامیدی، نفرت و خشم برام قابل تفکیک نیست.
حس میکنم یه بخش عظیمی از زندگیام ناتموم مونده و برای تموم کردنش هیچ راهی نمونده و فرصتم رو از دست دادم.
تنها چیزی که اهمیت و معنیاش رو از دست نداده صبح و صبحونهاست. باقی چیزها کاملا از دایرهی اهمیتم خارجن.