قبل ازین‌که بریزن رو سرت.

از بلاتکلیفی متنفرم. از حالتش. که مجبوری تمام مدت انتظار بکشی و از نتیجه، هرچی که باشه، متنفر بشی. تقصیر هیچ‌کسم نیستا. فقط ذره ذره همه توش سهیم‌َن و هیچ حرومزاده‌ای به اندازه‌ی کافی مقصر ماجرا نیست و نمیشه با خیال راحت گرفت دهن یکی‌شونو سرویس کرد. اصلا اگرم کسی بود من فقط ماچ تحویل می‌دادم که رد نکنم استاندارادای تخمی نایس بودنو. که تهش می‌دونی؟ جای شاشیدن سر قبر آدم بیان کله‌های کیری‌شونو تکون بدن و بگن چقدر این بدبخت قبل از مرگش هم خاک بر سرش بود.

 “ But what matter whether I was born or not, have lived or not, am dead or merely dying. I shall go on doing as I have always done, not knowing what it is I do, nor who I am, nor where I am, nor if I am.” 

صبر چیزی‌ه که از بودن با آدما نصیبم شده. صبر می‌کنم تا جوابمو بدن. صبر می‌کنم تا برسن. صبر می‌کنم تا برن.

در همه‌ی موارد هم به عبث

به روان‌کننده‌ی جان نیاز دارم.

مرگی چیزی

همه‌شو می‌شه بدی یکی دیگه استفاده کنه