I'm ready for love and I'm ready for war
But I'm ready for more
I know that nobody's ever been this fucking ready before
So figure it out or don't figure it out
I figured it out
The bigger the river, the bigger the drought

تازگیا فهمیدم نشستن به قصد نوشتن یه فضای خالی‌ مطلوبی بهم هدیه میده که اگر حتی نتونم یه کلمه هم بنویسم، می‌دونم چه چیز ارزشمندی نصیبم شده. 

I feel miserable and let me feel it fully so that nobody else has to feel it.

I'm sorry I'm grieving, but I don't think I'll stand it here 

I'm a mess, I'm a mess, so let me confess

What I've done, what I've seen, what I've heard

گر نه کوری مولانا جان بین که چگونه به GA می‌رویم.

از کمر به بالا با ریخت و قیافه‌ی معقول نشستم و منتظرم مشکل سامانه حل بشه. داشتم فکر می‌کردم حالا که دیگه رسماً کرونا دست از سر کچلمون برداشته، زندگی تازه یادش افتاده کلاس آنلاین بندازه تو دامنم و امکان این‌که فقط لاگین بشم  و بخوابم هم ازم گرفته. از صبح که بیدار شدم هفتصد بار ایمیلم رو چک کردم و یادم افتاد خیلی وقته نوتیفیکیشنش کار نمی‌کنه. به جای ثانیه‌ای ریفرش کردن رفتم پایین‌تر و دیدم ای بابا نامه‌ای رو که دو سال پیش برای تولد پارسالم نوشته بودم از دست دادم. حرف خاصی نزده بودم اما شاید اگر همون روز می‌خوندم می‌تونستم جور دیگه‌ای باهاش ارتباط برقرار کنم. و انگار همه‌چیز همین‌طوری مثل خوندن کلمه‌های همین نامه غریبه برام، کهنه و بیات. وقتی به موقع به اتفاق‌های زندگی اهمیت ندی تهش میشه همین آشی که الان تو کاسه‌ته قربون ریختت. یا چیزی که نیست. وسط تایپ کردن همینا ایمیلی که باید به دستم می‌رسید، رسید و هیچی. بگم آشی که تو کاسه‌م نیست مناسب‌تره. حداقل فعلاً. کلاس هم کنسل شد و پنج ساعته باسن مبارکمو تکون ندادم و می‌دونم به محض اولین تکون خودمو رسوندم به یخچال و انواع مواد غذایی رو نیست و نابود کردم. فلذا تنها کار ی که الان ازم برمی‌آد اینه که باید کاملاً آگاهانه برم سمت کمد لباس و راه فرار دیگه‌ای رو از این کثافتی که امیدوارم موقتی باشه، انتخاب کنم. و اجازه بدید برای پایان دادن به این چرک‌نبشته به نقل قولی از اریک کارتمن اشاره کنم که فرمود:

"Namaste. It means "Fuck you, I have anxiety